یه ظرف بزرگ هندونه ی قرمز قرمز، از اونایی که میذاری تو دهنت آب میشه، میگیرن جلوی صورتت، بوش که بهت می خوره مست می شی، شاید یه تیکه کوچیک یک در یک سانتی هم بهت بدن که بچشی، طعمی داره که تا حالا تجربه اش نکردی، واقعا خاصه...

دیگه چنگالو دستت گرفتی و خودتو آماده کردی که کل ظرفو بذاری جلوتو  یه نفس تمومش کنی، که بهت میگن: نه نه نه نه نه !!!

این مال تو نیست، یعنی مال تو بود، اگه بچه ی خوبی می بودی، بچه ی خوبی نبودی دیگه مال تو نیست...

هنوز از عزای قبلی فارغ نشدی که یه چیز دیگه هم تو دستش می بینی...

"کیف پولت"

کیفی که توش کلی تراول و کارت بانکی پر و پیمون داشتی...

میگه: چون بچه ی خوبی نبودی دیگه اینم مال تو نیست.

یهو دست میکنی تو جیبت، کیفت، می گردی دنبال کیف پول بلکه این کیف تو نباشه، اما متوجه می شی خیییلی وقته این کیف تو جیبت نیست و تو متوجه نشده بودی! هی با خودت می گی چرا نفهمیدم نیست؟؟ این کیف که اینقدر سنگین بود!! باید میفهمیدم!! حداقل از وزنش باید می فهمیدم!!

تازه بدترش اینه که کیف پول سرجاش باشه، اما محتویاتش نه...

اونموقع خیالت انقد راحته از بودنش که ممکنه خیلی بیشتر طول بکشه تا بفهمی اون کیف خالیه.

میگم کیف پول، چون همه دلبستگی عجیبی به کیف چاق و چله شون دارن، همه می فهمن وقتی میگی کیف پولم با تمام سرمایه ی زندگیم رفت چه غم بزرگیه!! وگرنه چیزهای مهم تر از کیف پولم تو دنیا هست که از دست دادنش خیلی خیلی سنگین تر از اینه، لو یعلمون...

با چشمای مات همونجا می شینی، نه التماس، نه داد وبیداد، نه عذر، نه چونه زدن، نه قول سر به راه شدن، نه عذرخواهی، نه حتی نگاه پر خواهش، هیچ کاری نمی تونی بکنی، هیچی، هیچی... 

حتی اندازه ی نوزادی که می تونه برای نیازش گریه کنه توان نداری، ناتوان ترین مردم شدی...

اصلا نمی دونی چی می خوای، نه! می دونی، اما فقط خاطره ای از اون یه ذره طعم هندونه و بوش تو ذهنت مونده، نه اینکه لمسش نکردی؛ نمی تونی بگی من دقیقا هندونه ای می خوام با این مشخصات، فقط می دونی اون هندونه که نشونم دادن و بوش کردمو می خوام، همونو می خوام.

ممکنه برات هندونه های دیگه ای بیارن بگن اینم هست، چه فرقی داره؟نمی دونی چه فرقی داره، فقط می دونی این اون نیست، این هندونه ها قلبن...

روزها و ماه ها و خدای نکرده سال ها ممکنه پشت اون دری که بسته شد بشینی به امید...

خسته که شدی میگی بابا همون کیف پول خودمو بدین، به اونم راضیم!!

( هرچند اینجا ممکنه تصور بشه که کیف پول مهم تر و بهتر از هندونه اس، اما کیف پول سرمایه ایه که تموم میشه اگه... )

باز ممکنه بشینی همون جا منتظر...

به امید...

اما بدتر از اون اینه که یادت بره هندونه ای دیدی و کیف پولی از دست دادی...

 آخر دنیا اینجاست...

یه چیزی میگه اون در دیگه باز نمی شه...

اما من دلم می خواد رحمتو باور کنم، فقط دلم میخواد...